پایولو کوییلو

یادم می آید سر یکی از کلاس های دانشگاه، استاد بنا بر سوالی که در کتاب آمده بود از دانشجوها خواست افراد مطرحی را که تأثیر مثبتی از خود بر جای نهاده اند نام ببرند. یکی از امام خمینی (ره) نام برد، یکی از دکتر شریعتی؛ دیگری از انیشتین نام برد و ... . اما یکی از بچه ها از پایولو کوییلو نویسنده برزیلی نام برد. ولی استاد با او موافق نبود و کوییلو را انسان تأثیر گذاری نمی دانست! آن دوست دانشجو برای اثبات مدعای خود، کتاب" کیمیاگر" پائولو کوئیلو رامثال زد و گفت که چند بار آن را خوانده است. استاد هم برگشت گفت: بله، چون شما دوست دارید در هپروت زندگی کنید! برایم عجیب بود که استاد- که خودش تحصیلات ادبیاتی داشت- اینطور توی ذوق دانشجو بزند. خلاصه، پس از پایان کلاس تعدادی از دانشجویان به سراغ آن دوست دانشجو رفتند تا داستان کیمیاگر را از زبان او بشنوند: کتاب کیمیاگر داستان چوپانی است که زندگی روزمره خود را کنار می نهد و به کشف و شهود می پردازد... .

آشنایی با پایولو کوییلو

پائولو کوئیلو


او در سال 1947 در "ریودو ژانیرو"ی برزیل متولد شد. در سال 1988 کیمیاگر را نوشت که در مدت کوتاهی به دومین کتاب پرفروش جهان تبدیل شد. کوییلو در بسیاری از موارد از نوشته های سایر نویسندگان و عرفا استفاده می کند و از این کار ابایی ندارد. بطور مثال، داستان کیمیاگر با اقتباس از یکی از داستانهای مولوی نوشته شده است. این کار باعث شد پیام مولانا به گوش میلیونها نفر از مردم جهان برسد و این کاری است که خود ما ایرانیان و هموطنان مولانا نتوانستیم انجام دهیم. شاه بیت آثار کوییلو "تلاش انسان برای شکستن پوسته روزمرگی" است. او به گفته خودش، فقط می خواهد تجربه ها و سلوک معنوی خود را در زندگی، با خوانندگانش در میان بگذارد. کوییلو در آثار خود متأثر از متون کهن ایرانی از جمله مثنوی معنوی، و عرفان ایرانی است. او بسیار تحت تأثیر فرهنگ ایرانی و از ارادتمندان خیام، حافظ و مولوی است. به قول خود کوییلو، اولین کتابی که ازپدرش هدیه گرفته رباعیات خیام نیشابوری بوده است. با این وصف شاید نیازی به گفتن نباشد که کوییلو به ایران نیز سفر کرده و با علاقمندانش دیدار نموده است. از دیگر آثار او می توان رودخانه پیدرا، زایران دشت کمپوستل، ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد، بریدا، کوه پنجم، و نامه های عاشقانه یک پیامبر را نام برد